-
تاریخ: 1401/11/1 ساعت: 21:46
نمیدونم چی شد امروز بعد این همه سال یادم اومد یه سری چیزا رو یادم اومد چند سال پیشو که صدای من صدای آلارم گوشیت بود که صبح ها با صدای من پاشی حالا چی
.....
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 2:08
چمدانت را که به دست می گیری چیزی در من از دست می رود… باور کردنی نیست که چگونه حجم اینهمه خاطره در چمدان کوچکت جا می شود ! فریاد می زنم اگر این بغض لعنتی امانم دهد ! امان نمی دهد… پس آهسته زیر لب می گویم: "مراقب خاطره هایمان باش"...
...
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 2:08
من ، تو ، ما ، یادت هست ؟ ... تمام شد ! حالا : تو ، او ، شما ... من هم به سلامت.
''''
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 2:08
میان زمین و هوا، معلق.. بین ماندن و رفتن …بین علاقه و عقل …مانده بود سر در گم …ای کاش خدا کاری کند برای انتخاب درست
۰۰۰
-
تاریخ: 1397/12/19 ساعت: 2:08
اگه مَردی ... ؟!! مَرد بمون ... اگه نیستی ... نامَــــــــــردی نکن ... !!اگه تنهایی ... ؟!!تنها بمون ... اگه نیستی ... تنهاش نـــــــــــذار ... !!اگه نجیبی ... ؟!!نجابت کُن ... اگه نیستی ... هرزگــــــــی نکن ... !!اگه عاشقی ... ؟!!... عاشق بمون ... اگه نیستی ... حُرمتِ عشقو نَشکَن
'''''
-
تاریخ: 1396/5/27 ساعت: 16:14
دیگر دلم جا ندارد حتی به اندازه ی یک اندوهِ مختصر .لیوانِ حوصله سر می رود و این روزها فقط برایِ تو می تپم ... مثلِ پنجره ای که برایِ باران ترانه می گوید و دست هایی که پُشتِ شیشه تکان می خورند ....
۰۰۰۰
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 0:18
آسمـان هـم کـه بـاشی بـغلت خـواهــم کـرد …فـکر گـستـردگـی واژه نبـاشهـمه در گـوشه ی تـنـهایـی مـن جـا دارنـد …پـُر از عـاشـقـانـه ای تـودیـگر از خـدا چـه بـخواهــم ؟؟؟…
'''''
-
تاریخ: 1395/7/8 ساعت: 0:18
دیگر دلم جا ندارد حتی به اندازه ی یک اندوهِ مختصر .لیوانِ حوصله سر می رودو این روزها فقط برایِ تو می تپم ...مثلِ پنجره ای که برایِ باران ترانه می گویدو دست هایی که پُشتِ شیشه تکان می خورند ....